نمیخوا م حس نا امیدی و کمبود تو زندگی رو جدی بگیرم ولی بالاخره یه سری چیزایی هست...بعضی چیزا که مجبوری هر روز و هر روز جای خالیشو ببینی و به روی خودت نیاری(البته خودتو بزنی به بیخیالی)نمیدونم میدونید یا نه ولی سلطان این حرکتم .شده گاهی اوقات بغض داره خفم میکنه ولی نشستمو با رفیق رفقا میگمو میخندم و همه فکر میکنن هیچ خبری نیست.کاش بتونم چند وقت دیگه هم به این بیخیالی ادامه بدم و کم نیارم به اون مسیر لعنتی که نگاه میکنم چشمم نچرخه دنبال کسی..از پله که بالا میام پاهام نلرزه به اون ایستگاه که میرسیم قلبم تند تند نزنه ...مثل هر روز که تند تند قدم بر میدارم هندزفری میزارم تو گوشمو سرمو تا میتونم پایین میارم و خودمو مشغول میکنم ...پ.ن:خدا منو میبینی دیگه نه؟!میدونی که فقط واسه رضای خودت این کارو کردم
ایستگاه, جهنم, کمک, ناجی, خدا توی عوضی...
ما را در سایت توی عوضی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 21 تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 9:00